محل تبلیغات شما

برگی از تاریخ وسمق: سنگ غسل میت در وسمق.
مدت ها گذشت، و باز هم مدت ها گذشت.
امروز، دیوانه وار و در مسلک عشق، باید تعریفی دگر از زمان نگاشت، به دور از هیاهوی ثانیه ها و درهم تنیدگی بُعدها.
بشنو فریاد کودک دیروز و صدای حُزن آلود بازدم کهنسال امروز. ببین مرد را که چگونه میراثی از فخر را به مردمانش هدیه می دهد.
در میان دم و بازدم خَش دار، غوغا می کند رقص واژگانش. پرسان پرسان رسیدم به داستان سنگی که جسم های بیجان را راهی دیار غرب کرد. سنگی در جوار خانا چایو، به ابعاد یک انسان و شکلی منظم و هندسی، تراش داده شده. مرحوم مشهدی ایمانعلی حکانی در دوره پهلوی اول، در حین کشاورزی زمانی که گاوآهن گیر می کند متوجه سنگی در زمین می شود. پس از حفاری و بیرون آوردن، آن را  توسط گاو ( جوت صیغیری= گاوهایی برای شخم زدن) کشان کشان جهت استفاده به داخل وسمق حمل می کند، در نهایت سنگ را در کنار خاناچایو برای غسل میت قرار می دهند. سالهای سال پیکر میت را جهت غسل روی این سنگ قرار می دادند و با آب خانا میت را غسل می دادند. این سنگ تا چند سال قبل در همان مکان قرار داشت اما متاسفانه در سالهای گذشته به سرقت رفت. بنده شخصا آن سنگ را ندیده بودم اما از توصیفاتی که از آن شنیدم  سنگی بود به رنگ تیره و تراش داده شده، به طول تقریب دو یا دو و نیم متر، عرض و ضخامت تقریبی نیم متر که در بالای سنگ نیز  حفره ای جهت اتصال طناب و انتقال آن وجود داشت. هر چه که بوده در لابه لای تار و پود زمان به فراموشی سپرده شده اما آنچه که در ذهن من به یادگار باقی خواهد ماند اندیشه مردیست که عرق ریزان و نفس کشان، حب الوطن و خدمت به هم نوع را به یادگار گذاشت. بیایید کمی از گذشتگان بیاموزیم.
تعریفی دگر از زمان باید، آنان زنده تر از ما شاید.
شادی روح گذشتگان و خدمتگزاران وسمق بویژه مرحوم ایمانعلی حکانی صلواتی هدیه دهیم.
الَلّٰهُمَّ صَلّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمّدوعجل فرجهم.

برگی از تاریخ وسمق: سنگ غسل میت در وسمق.

وسمقی توت آقاچلارو"درختان توت در وسمق"

سنگ ,وسمق ,میت ,غسل ,سنگی ,جهت ,غسل میت ,سنگی در ,تراش داده ,می کند ,را به

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

یک فنجان عشق گرم